الشيخ أبو الفتوح الرازي
219
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
خداى مىپرستى از بتان و جز آن ( 1 ) نپرستم ، و لكن آن خداى را پرستم كه شما را جان بردارد ( 2 ) ، و مرا فرمودهاند كه : از جملهء مؤمنان باشم . اگر گويند : چگونه گفت ، اگر شما در شكّى از دين من ، و ايشان مذهب و اعتقاد او دانستند ، گوييم ، از اين چند جواب است ، يكى آن كه : اين بر سبيل تقدير گفت اگر شما را شكّى هست در دين و اعتقاد من [ آن شك بردارم به بيان ، آنگه بگويم كه : دين و اعتقاد من ] ( 3 ) چيست . جواب ديگر آن كه : روا باشد كه ايشان با آن كه دانستند اوقاتى ايشان را شك فراز ( 4 ) آمدى از آيات و معجزات كه مىديدند مضطرب شدندى و متزلزل . سيم ( 5 ) آن كه : روا باشد كه در ميان ايشان شاكّان بوده باشند ، و لكن توجيه ( 6 ) خطاب كرد با جمله على التّغليب . اگر گويند : فلا اعبد ، جواب * ( إِنْ كُنْتُمْ فِي شَكٍّ ) * را نشايد ، گوييم : در كلام محذوفى هست ( 7 ) . [ و ] ( 8 ) جواب آن است بر حقيقت ، و آن اين است كه : فانّي اشرح لكم و ابيّن ( 9 ) لكم و اكشف عن ديني الى ما اشبه ذلك ، تا جواب به موقع خود باشد براى آن كه ، بت ناپرستيدن او - عليه السّلام - موقوف نخواهد بودن بر شكّ ايشان ، [ كه او ] ( 10 ) خود به هر حال معبود ايشان [ را ] ( 11 ) نپرستد ( 12 ) اگر ايشان شكّ كنند ( 13 ) و اگر نه . امّا تخصيص اين فعل از جمله افعال خداى تعالى كه : * ( الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ ) * ، براى اذلال و قهر ايشان گفت كه : من آن خداى را مىپرستم كه دمار از شما بردارد ( 14 ) و جان از تن ( 15 ) بيرون آرد [ 163 - ر ] . قوله : * ( وَأَنْ أَقِمْ ) * ، اين آيت معطوف است على ما قبلها از جهت معنى دون اللَّفظ ، چه اگر از جهت لفظ معطوف بودى بايستى تا ان اقيم بودى عطفا على ان اكون ، و لكن بر معنى امرت ( 16 ) عطف كرد ، و التّقدير : و قيل لي اقم ، و مرا گفتند : رويت
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها من . ( 2 ) . آج ، لب : داد ، آز : داده ، مج : برداد . ( 3 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، افزوده شد . ( 4 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آز : فراتر . ( 5 ) . آج ، لب ، آز : سيوم ، مج : سهام . ( 6 ) . او ، بم : توجّه . ( 7 ) . مل : نيست . ( 11 - 10 - 8 ) . اساس : ندارد ، از آو ، افزوده شد . ( 9 ) . مل : اتبيّن . ( 12 ) . اساس : نپرستند ، به قياس با نسخهء آو تصحيح شد . ( 13 ) . اساس : كند ، به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد . ( 14 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج : بر آرد . ( 15 ) . آو ، آج ، بم ، مج ، لب ، آز : تنتان ، مل : تنشان . ( 16 ) . آو ، آج ، بم ، آز : اقوم .